مهمان گرامی سلام،
برای استفاده از تمام امکانات سایت میبایست
از طريق این لینک ثبت نام نمائید.
لطفاً این صفحه را به اشتراک بگذارید:
برترین کاربر ماه
 کاربر برتر ماه
موضوعات کارآمد
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: نگرش و دیدگاه

  1. #1
    Azad Del آنلاین نیست.
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    نوشته ها
    51
    تشکر
    0
    تشکر شده 17 بار در 15 ارسال

    نگرش و دیدگاه

    بازار آی تی ایران

    نگرش و دیدگاه
    جهان هستي با گذر از دريچه نگاه انسان شكل ميگيرد.
    ديد و نگرش انسان است كه به حقايق هستي، رنگ واقعيت ميپوشاند و ديده ميشوند
    آنطور كه آنها ميبينند.

    نگرش انسان:
    مرز بين حقايق و واقعيتهاست. خوشبختي يك انسان سعادتمند بر پايه كردار نيك شكل
    مي گيرد و كردار نيك جز بر پايه پندار نيك حاصل نخواهد شد.

    تنها فرق بين موفقيت و شكست نوع نگاه است.
    اگر شما مدير و رهبر يك سازمان هستيد:

    نميتوانيد از كار خود تو قع موفقيت داشته باشيد مگر آنكه به نگرش كاركنان سازمان توجه
    داشته باشيد. معمولاً به نگرش و طرز فكر افراد توجه نميشود، مگر جز اين است كه تا وقتي
    انسان ميتواند كارش را انجام دهد ، نبايد خيلي نگران اين مسئله باشد؟؟؟
    1- ( اثر نگرش)

    نگرش همواره يك پاي تيم رهبري است و در كارها نقش دارد. موفقيت هر تيم فقط در گرو
    داشتن استعداد نيست. داشتن استعداد لازم است اما كافي نيست.
    بدون استعداد نميتوان پيروز شد ولي با داشتن استعداد هم ميتوان باخت.

    ( آنچه برد را ، با داشتن استعداد تضمين ميكند نگرش برد است )

    پنج نكته زير اثر نگرش را بر كار تيمي و بر رهبر تيم نشان ميدهد:
    1. نگرش چنان قدرتي دارد كه ميتواند تيمها را به اوج برساند يا به زمين بزند؛

    نقطه تمايز رهبران واقعي با مردم عادي نگرش آنهاست، نه در شايستگي و استعدادشان.

    استعداد درخشان در كنار طرز فكر فاسد يك تيم بد ميسازد ولي در كنار نگرش خوب تيمي عالي
    حاصل خواهد داد.
    2. نگرشها وقتي در معرض نگرشهاي ديگر قرار ميگيرند ميل به تركيب دارند؛
    استعداد و تجربه واگيردار نيست اما نگرش يك فرد در تيم به سادگي به ديگران منتقل خواهد

    شد. مديراني كه در برخورد با مشكلات روحيه خود را حفظ ميكنند اثر مشابهي بر ديگران خواهد
    گذاشت.

    3. سرعت پخش نگرش بد بيشتر از نگرش خوب است؛ داشتن ژست منفي موجب خلق احترام
    نخواهد شد بلكه به شخص لطمه هم ميزند.
    4. نگرش حالتي ذهني و دروني است، بنابراين تشحيص نادرست بودن آن به سادگي ممكن
    نيست؛ نگرش واقعيت هركس را برملا ميكند و تظاهر آن كارها و حركات اوست.
    حتي اگر نتوان عيب خاصي روي رفتار كسي گذاشت در بسياري مواقع ميتوان نگرشي منفي
    را در او تشخيص داد.
    ميتوان شماري از نگرشهاي فاسد كه موجب تباهي تيمها خواهد شد را به شرح زير شمرد:

    ناتواني در پذيرش اشتباه:
    هيچ انساني كامل نيست و كساني كه گمان ميكنند كاملند به درد كار تيمي نميخورند.

    قصور در بخشش:
    كينه ورزيدن هرگز كاري سازنده و مناسب نيست و اگر در تيمي حالت
    گذشت نباشد به زودي از هم خواهد پاشيد.

    تنگنظري:
    آرزوي برابري، سرچشمه حسادت و تنگنظري است. هريك از انسانها به نوعي خاص
    آفريده شده اند و عملكرد آنها با هم متفاوت است.

    بيماري خودخواهي:
    خودخواهها قوياً معتقدند كه اهميتي بيشتر از ديگران دارند و اين نگرش نتيجهاي جز
    شكست تيم ندارد.

    روحيه خردهگيري:
    از نظر شخص خردهگير كار هيچ يك از اعضاي تيم درست و مقبول نيست.

    ميل شديد به كسب تأييد انحصاري ديگران:
    فرد داراي چنين نگرشي آشكارا منتظر تحسين و كرنش است. خواه شايسته آن باشد
    و يا نه.

    5. نگرش زشت همه چيز را به تباهي ميكشاند؛
    در هنگام برخورد با نگرش بد نبايد شك و دودلي به خود راه دهيد زيرا مصلحت تيم مقدم
    بر هر احساسي است.
    رويارويي با نگرشهاي غلط آسان نيست بنابراين بايد ابتدا آنها را شناخت و با آثارشان بر
    افراد آشنا شد.
    ---------------------------------------------------------------------------------------------------
    اثر نگرش بر افراد
    نگرش انسان، با استعداد و ظرفيت او رابطه مستقيم دارد. نگرش در دراز مدت قابل پرده-
    پوشي نيست و آنقدر با حجاب ميجنگد تا بهطور طبيعي جلوهگر شود. انسان نميتواند در
    درون دچار تلاطم باشد ولي در بيرون آرام و بيحركت بماند.

    نگرش بعضيها در هر فرصتي كه پيش ميآيد براي آنها مشكلساز و دردسرآفرين مي-
    شود اما براي ديگران مشكل به فرصت تبديل ميشود.
    براي فهم بهتر اثر نگرش در زندگي افراد به هفت نكته بديهي زير توجه كنيد:


    1. نگرش ما شيوه برخورد ما با زندگي را مشخص ميكند؛ نگرش ما نمايانگر توقع ما از
    زندگي است. ريشه بسياري از مشكلات در اين است كه برخي منتظرند دنيا به كام آنها
    تغيير كند.

    2. نگاه و نگرش ما تكليف روابطمان را با مردم معلوم ميكند؛ برقراري رابطه مناسب در
    جهان كنوني الزامي است زيرا گرچه با برخي بههيچوجه نميتوان كنار آمد، بدون آنها نيز
    كاري از پيش نميرود.

    3. معمولاً تنها فرق بين موفقيت و شكست، نوع نگاه است؛ شايستگي و لياقت در موفقيت
    انسان نقش مهمي دارد، اما موفقيت يا شكست بيشتر تابع نگرش ذهني است، نه
    شايستگي ذهني. تفاوت آدمها با هم جزيي است اما همان تفاوت جزيي موجب بروز
    اختلافهاي كلي ميشود. اين تفاوت جزيي همان نگرش است.

    4. نوع نگرش اوليه در انجام هر كار، در نتيجه آن اثر قطعي دارد، اثري مهمتر از هر اثر
    ديگر؛ وجود نگرش درست در شروع كار ضامن موفقيت در نتيجه آن كار است. چيزهاي
    خوب به نتيجه خوب ختم ميشوند.

    5. نگرش ما ميتواند گرفتاريها و ناملايمات را به خير و رحمت مبدل كند؛ فرق فرصت و
    مانع تنها در ديد ما نهفته است. هر فرصتي مشكلاتي به همراه دارد و هر مشكلي فرصتي
    درون خود دارد. افراد بزرگ در كوره رنجها و كمبودها آبديده شدهاند.

    6. نگرش ما ميتواند آيندهاي بسيار نويدبخش برايمان به ارمغان بياورد؛ دورنما و چشم-
    اندازهاي سازنده و نويدبخش ما را كمك ميكند تا به نتايج نامعمول و غيرعادي برسيم.
    افراد داراي اين نگرش گاهي درك نميشوند و بدون مرز خوانده ميشوند. درواقع اينها
    مرزهاي خود را دارند، ولي تا رسيدن به آن مرزها در مسير موفقيت ميتازند.

    7. خوبي نگرش شما بيحكمت نيست زيرا شما هم انساني مذهبي هستيد؛ گناهان كبيره
    همگي تابع نگرش، انگيزهها و افكار باطني هستند. افراد خشكمغز بيشتر گرفتار افكار
    باطني هستند.
    نگرش سست ما را به جايي ميبرد كه نميخواهيم.

    آينده نگرش درست

    معناي شكست
    خيلي از انسانها با احساس ناشي از شكست كلنجار ميروند و اعتماد بهنفس خود را از
    دست ميدهند. ممكن نيست كسي خود را وامانده بداند و بتواند موفق شود. راه درست اين
    است كه انسان با نگرش درست با شكست مواجه شود و با ارادهاي استوار ناكامي را پشت
    سر بگذارد و جلو برود.
    همه آدمهاي موفق شكست را تجربه كردهاند اما هرگز خود را شكست خورده و وامانده
    نپنداشتهاند. آنها دلايل كافي براي احساس واماندگي داشتهاند ولي پايدار و سازنده به راه خود
    ادامه دادهاند. آنها به شكست و ناكامي از منظري درست نگريستهاند. گذر از ناكامي به منزله
    اعتماد بهنفس دروغين نيست. انسانها با ستوده شدن در حد انتظار ما ظاهر ميشوند، اما
    نبايد در ستايش از آنان واقعيت را فراموش كنيم.

    انسانهاي موفق براي آنكه مزه ناكامي را بچشند، آن را به خود نگيرند و همچنان پيش
    بروند به هفت توانايي مجهزند:

    1. مبارزه با وازنش؛ انسانهايي كه تسليم نميشوند به اين سبب به تلاش ادامه مي دهند
    كه نتيجه كار خود را مبناي سنجش شايستگي و ارزش خود نميدانند.
    مسووليت كارها را بپذيريد ولي شكست را به خود نگيريد.

    2. گذرا تلقي كردن شكست؛ آدمهاي موفق، تنگنا و گرفتاري را امري گذرا و موقت مي-
    دانند نه امري كه هميشه دامنگير آنان است.

    3. نامرتبط انگاشتن ناكاميها؛ انسانهاي موفق نميگذارند پيشامدها، تصويري را كه از
    خودشان دارند مخدوش كنند.

    4. واقعبيني در توقعات؛ هرقدر آرزو و هدف انسان بزرگتر باشد بايد آمادگي بيشتري براي
    مواجهه با مشكلات بزرگتر، غلبه بر آنها و پايداري و مقاومت بيشتر داشته باشد.

    5. توجه به تواناييها؛ اگر ضعف جنبه سرشتي داشته باشد بايد به آن توجه كرد تا
    تقويت شود، در غير اينصورت بهترين راه گذر از ناكامي، گسترش و بيشينه
    كردن نقاط قوت است.

    6. عوض كردن راه رسيدن به موفقيت؛ آدمهاي موفق رويكرد خود به مشكلات را با اشتياق
    تغيير ميدهند.

    7. شكوفايي دوباره؛ همه افراد موفق اين توان را دارند كه پس از يك خطا، استباه يا
    شكست بار ديگر كمر راست كنند و به اصطلاح گل كنند. رمز شكوفايي دوباره در
    نگرش ما به نتيجه پنهان است. با پيروي از اين روشها به موفقيت نزديك مي-
    شويم.

    معناي موفقيت

    گرفتاري بسياري از مردم نداشتن توان موفقيت نيست، بلكه تعبير غلط از آن است.
    بسياري موفقيت را د رگرو داشتن ثروت، قدرت، حس سعادتمندي، دارايي مخصوص و با
    ارزش و يا حتي رسيدن به پيروزي ميدانند. اما واقعيت اين است كه همه اينها گذرا و مقطعي
    است. موفقيت رسيدن به هدفي خاص نيست بلكه مسير رسيدن به آن هدف است.
    شرط رسيدن به موفقيت در دو نكته نهفته است : نگاه درست به موفقيت و قواعد درست
    براي رسيدن به آن. موفقيت از سه مولفه تشكيل ميشود:

    1. شناخت هدف واقعی زندگي
    2. رسيدن به نهایت توانايي بالقوه
    3. بذر افشاني به سود ديگران برای اینکه به اهدافشان برسند

    اگر نگاه ما به زندگي درست باشد احساس پوچي نميكنيم و فرصتي را براي رشد و
    بالندگي از دست نميدهيم و همواره از فرصتها براي كمك به خود و ديگران استفاده ميكنيم.
    شناخت هدف زندگي؛ كشش دروني و رسالت هر انساني در زندگاني مخصوص است و هر
    كس بايد تكليف و وظيفه خود را انجام دهد. همه ما در زندگي غرض و مقصودي داريم كه به-
    خاطر آن آفريده شدهايم. براي درك هدف بايد چهار سوال از خود بپرسيم:

    1. به دنبال چه ميگردم؟ وظيفه ما يافتن آن چيزيست كه در زندگي آرزوي آن را
    داريم.

    2. چرا آفريده شدهام؟ هر انساني با ويژهگيهاي خاص خود آفريده شده و كشف اين
    عوامل برداشتن گامي بلند به سوي يافتن هدف است.

    3. آيا به توانمندي خويش باور داريم؟ بايد اين پند را آويزه گوش خود كنيم كه « هر
    جا هستي و با هرچه داري، آنچه ميتواني بكن.»

    4. هنگام عمل؟ هنگام عمل هم اكنون است!

    بالندگي تا مرز توان و استعداد؛ تنها سنجه واقعي موفقيت عبارت است از نسبت آنچه مي-
    توانستيم بشويم به آنچه شدهايم. توان و استعداد ما كمابيش حد و مرز ندارد، هرچند كمتر
    براي دستيابي به آن ميكوشيم. زيرا انسان هركاري را ميتواند بكند، اما همه كارها را
    نميتواند بكند. همهكارهها هميشه هيچكارهاند! براي پيش تاختن به سوي مرز تواناييها و
    استعدادهايتان به اين چهار رهنمون توجه كنيد:

    1. يك هدف را عمده كنيد؛ همه تلاش و حواس خود را يكجا جمع كنيد.
    2. از اصلاح مستمر خود غافل نشويد؛
    3. گذشته را فراموش كنيد؛ به ياد بسپاريد كه عليرغم ناملايمات گذشته انسان
    ظرفيت و توان غلبه بر مشكلات را دارد.
    4. به آينده بنگريد؛ آن كس كه جلو را نميپايد پس ميماند!

    كاشتن تخمي كه براي ديگران هم ثمر دارد؛ با شناخت هدف و قرار گرفتن در مسير
    رسيدن به مرز تواناييها در شاهراه موفقيت قرار ميگيريم اما براي بينقص كردن اين سفر
    بايد به ديگران نيز ياري كنيم. ما با آنچه بهدست ميآوريم زندگي ميكنيم اما با آنچه مي-
    دهيم زندگاني ميبخشيم. نكته در اينجاست كه هدف خود را پيدا كنيم و در راه رسيدن به
    اين هدف دست ديگران را هم بگيريم. اصولاً مديريت و رهبري يعني كمك به ديگران. اگر
    تلقي ما از موفقيت درست باشد، نگاه ما به خود و به زندگاني سازنده خواهد بود و رويدادها در
    اين امر تأثيري ندارد. و اگر بتوانيم زيردستان خود را تشويق كنيم كه با همين ديدگاه به
    موفقيت بنگرند همواره اميد خود را حفظ ميكنند و موفق خواهند بود. زيرا آنان نيز اهليت
    شناخت هدف و رسيدن به نهايت توانمنديهايشان و افشاندن تخمهاي بارور به سود ديگران
    را دارند.
    ویرایش توسط Azad Del : August 2nd, 2014 در ساعت 10:40

کلمات کلیدی این موضوع